

• تلقیِ عمومی این است که تقوا و نحوۀ رابطۀ یک فرد با خدا، امر فردی است؛ و امر و نهی جایی ندارد و دیگران در حیطۀ تقوای فردی انسانها، حق دخالت ندارند. این نگاه تا حدی که موجب نفی امر بمعرف و نهی از منکر نشود، ممکن است صحیح به نظر برسد، ولی در مورد سیاستمداران این تلقی درست نیست. چرا که وقتی کسی با بیتقوایی خود به جامعه لطمه میزند، نباید نسبت به او بیتفاوت بود و سکوت کرد. (البته امر به معروف و نهی از منکر در مواردی که بیتقوایی فرد صرفاً به خودش هم لطمه میزند، نیز جا دارد که در جای خود باید از آن سخن گفت)
• اگر بتوانیم از بیتقواییهای افراد در زندگیِ شخصی یا زندگیِ محدود اجتماعیشان، صرفنظر کنیم، به هیچ وجه نمیتوانیم نسبت به بیتقواییهای سیاستمداران در عمل سیاسیشان بیتفاوت باشیم. چون کوچکترین بیتقوایی سیاستمداران، مقدمۀ فسادهای بزرگ اجتماعی خواهد شد. به عنوان مثال اسلام به ما مأموریتی نداده که عدالت دیگران را بررسی کنیم، اما وقتی کسی بخواهد امام جماعت شود، باید عدالت داشتن یا نداشتن او را مورد بررسی قرار دهیم. یعنی وقتی کسی فقط قرار است جلوتر از ما نماز بخواند و ما به او اقتدا کنیم، وضعیت تقوای او به ما ربط پیدا میکند. البته نه اینکه بخواهیم در مورد او تجسس کنیم ولی نسبت به مشاهدات خودمان از او هم نباید بیتفاوت باشیم.
حاشیههای پرسر وصدای برنامه دو هفته پیش هفت همچنان ادامه دارد چنانکه پس از اعتراض 22 رسانه به مباحث مطرح شده در این برنامه و در خواست از عزت الله ضرغامی برای فراهم کردن زمینه مناظره نمایندگان جبهه فرهنگی انقلاب با دست اندرکاران هفت، رسانه ملی ترجیح داد صورت مسئله را به طور کلی پاک کرده و فیتلیه برنامه هفت را به آرامی پایین بکشد، تا به این ترتیب نه تنها پاسخی به حملههای جیرانی علیه جبهه فرهنگی انقلاب در رسانه ملی شنیده نشود بلکه مطرح کننده این حملات نیز با ژستی قهرمانانه از اجرای زنده در رسانه ملی خداحافظی کند.

در خدمت و خيانت «اسكار»

نمودار مقايسهاي جوايز بينالمللي
|
جايزه فرد |
عنوان |
بستر ظاهري |
زمينه اثرگذاري |
سال دريافت |
مهمترين دستاورد |
|
شيرين عبادي |
جايزه صلح نوبل |
اجتماعي (به دليل حمايت از حقوق زنان و كودكان) |
اجتماعي- سياسي |
2003 |
سكوت در برابر جنايات صهيونيستها (منجر به بياعتباري جايزه) |
|
سيدمحمد خاتمي |
جايزه گفتگوی جهانی |
سياسي (منجر به نامگذاري سال) فرهنگي (منجر به دريافت جايزه) |
سياسي- فرهنگي |
۲۰۰۱ ۲۰۰۹ |
سكوت در برابر تجاوز به عراق و افغانستان (منجر به بياعتباري جايزه) |
|
اصغر فرهادي |
جايزه اسكار |
فرهنگي |
فرهنگي- هنري |
2012 |
دو حالت دارد: 1- جايزه سياسي است و منجر به سوءاستفاده سياسي از هنر و در نتيجه بياعتباري جايزه ميشود. 2- جايزه هنري و نشانه پيشرفت سينماي ايران است. |
آشنایی با دالایی لاما؛ عارف سازمان سیا

دالایی لاما در سال 2009 میلادی، قبل از دیدار با اولمرت به یک مراسم عبادی دعوت شد که در این مراسم شرکت کرد. به گفته حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی فعالی، مدرس حوزه و دانشگاه و نگارنده 9 جلد کتاب در باب جنبشهای نوظهور معنوی، اگر کسی با کلاه خاخامی در مقابل دیوار "توبه یا ندبه" در اورشلیم، پایتخت فلسطین اشغالی تعظیم کند، این عمل بدین معنا است که وی رسماً اعلام کرده عضوی از جامعه صهیونیزم جهانی است.
این مدرس حوزه و دانشگاه تصریح کرد: دالایی لاما بعد از تعظیم در مقابل دیوار ندبه به دیدار اولمرت رفت و اولمرت ده هزار دلار با عنوان کمک به خیرین به وی عطا کرد. همچنین شخصیتهای صاحب مقام اسرائیل چندین لوح تقدیر به وی دادند[5].
پس از توسعه مکدونالد در سطح جهانی، رفته رفته برخی مسائل و مشکلات اخلاقی شهرت این شرکت را تحت تاثیر قرار داد و رفته رفته به تعداد معترضان ضد مکدونالد افزود. معترضین حتی روز 16 اکتبر را "روز ضد مکدونالد" نامگذاری کردند. این اعتراضات آنجا خود را نشان داد که در شورشهای ضد سرمایهداری در انگلیس، رستورانهای مکدونالد اولین جایی بود که مورد حمله قرار گرفت. البته بیشترین آسیبی که به شهرت مکدونالد وارد شد در خصوص دادگاه مکلیبل (McLibel) بود. در این پرونده شرکت مکدونالد از فعالانی که به توزیع دستنوشتههایی با موضوع "مشکل مکدونالد چیست" کرده بودند شکایت کرد و انتظار داشت که دادگاه به سرعت حکمی سنگین برای متهمان صادر کند. در عوض این پرونده نزدیک به دو سال و نیم در جریان بود و به یکی از طولانیترین پروندههای تاریخ قضایی انگلیس تبدیل شد.

قربانيان ترور و تروريسم
در این نوشتار به بازخواني پرونده ترور 16 شخصيت مطرح جهان از دو سده گذشته تا به حال پرداخته ایم و در بخشهای آینده پرونده های دیگر افراد سرشناس را بررسی خواهیم کرد.

جنایات و وحشیگریهای انسان مدرن در تاریخ معاصر جهان بر کسی پوشیده نیست و از گذشته تا به امروز هنوز هم شاهد اینگونه جنایات هستیم. در این مقاله به ۱۰۱ جنایت بزرگ و مهم آمریکا در سراسر جهان پرداخته شده است.

نقد سرمايهداري، از منظري التقاطي

در يك جمعبندي كلي بايد گفت، مهمترين عامل بروز اغتشاش در اقتصاد و درك اقتصادي- اجتماعي جامعه ايران، فهم نادقيق اقتصاد مدرن (اعم از سرمايهسالاريهاي ليبراليستي، سوسياليستي و فاشيستي) و اقتصاد سنتي است كه منجر به فهم «عدالتخواهي» با كليشههاي سوسياليستي و فهم «جريان بازار سنتي» با دست نامرئي[9] بازار مورد نظر آدام اسميت[10] شده است.
غرض، تفكيك «جريان مذهبي و ريشهدار بازار سنتي» از «جريان نوكيسه و بيريش و ريشهي دست پنهان بازار» و تفكيك «اقتصاد مردمي و مردميسازي» از «اقتصاد خصوصي و خصوصي يا شخصيسازي» بود كه در هر سه دوره سازندگي، اصلاحات و مهرورزي مورد بيمهري قرار گرفتند و سرنوشت توليد ملي را به اينجا رساندند كه ميبينيم.
شكلگيري، ماهيت و عملكرد سازمان جوانان جمعيت هلال احمر

درباره ابعاد فرهنگي سازمان هلال احمر دو رويكرد متضاد وجود دارد: 1- رويكرد خوشبينانه كه معتقد است ارزشهاي صليب سرخ، جهانشمول و عام و بنابراين لازمالاتباع هستند. 2- رويكرد مصلحانه كه معتقد است ارزشهاي صليب سرخ، مبتني بر گزارههاي مدرن و سكولار هستند. پيشنهاد رويكرد دوم، دقت نظر در ارزشهاي صليب سرخ و تلاش در راستاي اصلاح آن، متناسب با گزارههاي الهي است.
به نظر رويكرد دوم، وجود شاخه جوانان شير و خورشيد سرخ، كاركردي در راستاي گسترش ايدههاي ملي دولت پهلوي مشابه سپاه دانش، سپاه بهداشت و...، داشته است كه از طريق به كارگيري و آموزش جوانان، سعي در گسترش فرهنگ توسعه و مدرنيزاسيون نموده است. تأسيس سازمان جوانان جمعيت هلال احمر در سال 1378 نيز تا حدودي در راستاي احياء كاركرد فوق قابل تفسير ميباشد. اين امر را ميتوان از طريق عناوين به كار رفته در آن، تبيين نمود.
به عنوان مثال، كانون دانشجويي اين سازمان به چهار گروه 1- تسكين آلام بشري 2- تأمين احترام انسانها 3- حمايت از زندگي و سلامت انسانها 4- صلح و دوستي و تفاهم تقسيم شده است كه به خوبي نشاندهنده ريشههاي سكولاريستي و اومانيستي صليب سرخ ميباشد. [8]
همچنين ارزشهاي سكولاريستي و اومانيستي صليب سرخ، مانند يك نظام آموزشي تماموقت، مقاطع گوناگون زندگي نظير كانونهاي غنچههای هلال (پيشدبستاني)، دانشآموزی، دانشجويی، جوانان، آزاد (جواناني كه دانشجو و دانشآموز نيستند) و طلاب را در بر ميگيرد.
ارزش مشت من را هم نداری!
%201.jpg)
این "حاج همت" را هم، به صورت کشدار و با لحنی مسخره، به زبان آورد. من از این همه وقاحت برادرها، خصوصاً سردستهشان برادر گنجی ـ که بین بچههای منطقه 10 به "اکبر قمپوز" و "اکبر پونز" هم معروف بود ـ خشکم زده بود.
یک نگاه که به همت انداختم، دیدم صورت سبزهاش از غضب مثل لبو سرخ شده و در سکوت با آن نگاه تیز خودش، زُل زده به اکبر گنجی. آمدم قدم از قدم بردارم و به سمت حاجی بروم که... کار خودش را کرد!
تعويض پول و مسكوكات شاهنشاهي
طرح روي اسكناس 100 ريالي به گونهاي بود كه عكس امام (ره) را جايگزين عكس شاه كرده بود. اما ساير قسمتهاي اسكناس تغيير چنداني نكرده بود. بويژه قالب كلي و رنگ آن همان بود. به فوريت با دفتر امام (ره) تماس گرفتم و با پيك ويژه طرح اسكناس جديد را براي آيتالله هاشمي فرستادم. 3 ساعت طول نكشيد كه پاسخ منفي شديداللحني دريافت كردم. آيتالله هاشمي به نقل از امام(ره) ميگفت كه ايشان دستور دادهاند از قرار دادن هر گونه طرحي از چهره ايشان روي اسكناسها به هر نحو خودداري شود. ميگفت امام فرمودهاند اين كشور اين همه نشان اسلامي و شيعي دارد. چرا يكي از آنها را چاپ نميكنيد؟ ... تا آنجا كه به خاطر دارم تا زماني كه امام (ره) زنده بود، اجازه نداد تولد هيچ تصويري از ايشان روي اسكناسها منتشر شود و اين كار را ممنوع كرده بودند. فقط پس از ارتحال ايشان بود كه بانك مركزي اجازه يافت اسكناسهايي با چهره ايشان چاپ كند.

چه کسی در کلاس زبان ما حسود است؟
کتابهای زبان مقدماتی پُر است از پرسش هایی از این دست که برای نمونه؛ «محبوب ترین دوست دختر شما کیست؟»، «آخرین قرار شما با او کی بود؟»، «آیا سر وقت به قرارتان رسیدید؟»، «آیا دوست دارید به پارتی بروید؟»، «خواننده محبوب شما کیست؟»، «آیا دوست دارید میلیونر شوید؟»، «سگ تان را چقدر دوست دارید؟!».
معلم زبان هم وظیفه دارد تا این پرسش های جهتدار را در کلاس به بحث بگذارد و نظر همهی بچهها را درباره آن ها جویا شود. نوجوان از همه جا بیخبر هم باید تلاش کند تا پاسخ درخور و شایستهای به این پرسشها بدهد که مثلا، «بله! من دیروز قراری با مادربزرگم داشتم!» و یا، «همین دیشب در میهمانی منزل عمّهام شرکت نمودم!». معلم زیرک از این پاسخ لبخند میزند و بچههایی که فهم اجتماعی(!) و به اصطلاح چشم و گوش بازتری دارند پوزخندی! و اینچنین است که ماجرای پُرتضاد و پُراضطرابی در درون نوجوان مسلمانزاده و ایرانی ما آغاز میشود!
چه مادران و پدرانی که با نیت خیر، و با قبول هزینه های بسیار زبان آموزی، نوجوانان خود را برای ساختن فردایی بهتر به کلاس های پیوسته ی زبان می فرستند و از این حقیقت بی خبر، که زبان انگلیسی نیز همچون هر زبانی، محمل فرهنگی و قطار مفهوم رسانی فرهنگ غرب است و زبانی است که انسان غربی و اروپایی بدان سخن می گوید. زبانی که در چندین سال مداوم، به آرامی می تواند لایه زیرین فکری کودکان مان را متبدّل سازد!
کتاب زبان به راحتی می تواند تعصب بیجای «مونا» را برای نرقصیدن دوست پسرش با دیگر دخترها، "حسد" به شمارآورد، و نمی توان بر این مطلب خرده گرفت، چراکه اینجا کلاس زبان است و این متن هم کتاب زبان، ونه تعلیمات دینی و اجتماعی، و حساسیت درباره این مسائل جزیی واقعا بی جا و ملال آور است.
استاد مطهری در کتاب اخلاق جنسی از جایگزینی مفهومی «غیرت» با «حسد» در فلسفه اخلاق جنسی برخی نظریه پردازان غرب سخن می گوید و این تنها در مقام نظر است، و اکنون او کجاست تا این جایگزینی را در مقام تحقق و نه تحقیق، در تار و پود زبانی کودکانمان نظاره کند؟



خبرنامه دانشجویان ایران: رهبر معظم انقلاب در سال 90 بیش از 60 سخنرانی داشتند که در هریک از آنها نکات مهمی را برای مردم و مسئولین مطرح کردند.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در این گزارش 90 جمله از کلیدی ترین جملاتی را که رهبر معظم انقلاب در بیانات خود در سال 90 از مرداد تا اسفند به آنها توجه ویژه داشتند را در چهار بخش اقتصادی، فرهنگی، سیاست داخلی و سیاست خارجه برای شما گردآوری کرده ایم.
خبرنامه دانشجویان ایران: رهبر معظم انقلاب در سال 90 بیش از 60 سخنرانی داشتند که در هریک از آنها نکات مهمی را برای مردم و مسئولین مطرح کردند.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در این گزارش 90 جمله از کلیدی ترین جملاتی را که رهبر معظم انقلاب در بیانات خود در سال 90 از فروردین تا مرداد به آنها توجه ویژه داشتند را در چهار بخش اقتصادی، فرهنگی، سیاست داخلی و سیاست خارجه برای شما گردآوری کرده ایم.

مناظره خواندنی شمسالواعظين و سليمينمين؛
چه کسی برای بار اول به هاشمي رفسنجانی شلیک کرد؟
بررسي «نقش جريان رسانهاي و فعالان سياسي در استمرار حركت انقلاب اسلامي و چالشهاي پيش روي آن» موضوع مناظرهاي است كه بين آقايان «ماشاالله شمسالواعظين» و «عباس سليمينمين» صورت گرفت. مناظرهاي داغ و جذاب و خواندني كه بيش از دو ساعت به طول انجاميد.
جهان نیوز - همكاري شمسالواعظين و سليمينمين در روزنامه كيهان و سوابق چندين ساله هر يك از آنان در عرصه مطبوعات و فعاليتهاي سياسي باعث شد تا اين مناظره محدود به سوژه موردنظر نماند و وارد حوزههاي ديگري نيز بشود و از افراد مختلفي در عرصه سياست، ياد شود. در اين مناظره حتي برخي از عملكردها مورد نقدهاي شديدي قرار گرفته است.
ناگفتههای حسین کچویان از :
تغییر نظر رییسجمهور در مورد دانشگاه آزاد

همگان میدانند که در مواجهه با چنین پیشنهادهایی که ظاهر انسانی و خیرخواهانه دارد، خاصه در جلسهای در سطح شورا با ویژگیهای آن و متشکل از افراد فرهیخته فرهنگی و اخلاقی و بالاخص در حضور شخص موردنظر، مخالفت با چه دشواریهای عظیم و صعب روحی - روانی همراه است. با اینحال، علیرغم فشارهای سخت درونی و نیروی عظیم جمعی در شورا که هنوز نیز به سنگینی و سختی حس میشود، بر حسب وظیفه، علیرغم آگاهی از هزینههای کمرشکن آنکه از آغاز بحث در مورد دانشگاه آزاد از جمله در همین جلسه بر دوش بنده با قدرت تمام فشار وارد میکرده است، مخالفت خود را اعلام داشتم زیرا سازگار کردن آن با آنچه شورا در مورد دانشگاه آزاد انجام داده، ناممکن است. منطقا و عقلا فرض اینکه آقای احمدینژاد این ناسازگاری را درک نمیکند، فرضی غلط و نادرست است. مسأله دانشگاه آزاد، درباره نوع مدیریتی است که با تبدیل علم به مدرک و تبدیل مدرک به کالایی قابلفروش و قابلمعاوضه با پول یا ثروت و قدرت و نفوذ، نهتنها ضربهای مهلک به نظام دانشگاهی و علم کشور وارد آورده، بلکه با فروش مدرک به عموم در برابر پول و معاوضه آن با قدرت یا در کل مدرک فروشی در اشکال مختلف آن، ساختاری فاسد را در عرصه عمومی ایجاد کرده است. حال بایستی دید که بر اساس چه منطق و بر پایه کدام ضرورت، شخصی که حاصل مدیریت وی ایجاد این وضعیت مخرب در نظام دانشگاهی و عمومی کشور بوده است، میتواند از نظر آقای احمدینژاد به عضویت شورایی درآید که مهمترین هدف و وظیفه آن، اصلاح فرهنگی در عرصه آکادمیک و عمومی جامعه است؟ اگر تفکیک آقای جاسبی از آن دیدگاهها و شیوههای مدیریتی که به این وضعیت منتهی شده، ممکن بود، میتوانستیم پیشنهاد و اقدام آقای احمدینژاد را حاصل نیات خیرخواهانه و مقاصد دینی بدانیم. اما چون اینکار ممکن نیست، با این پیشنهاد و انجام آن، آقای احمدینژاد کل تلاش شورا برای تغییر اساسنامه و مدیریت دانشگاه آزاد را بدل به تناقضی غیرقابلحل ساخته که حل آن تنها در صورتی ممکن است که کل تلاشهای انجام شده در این زمینه را صرفا منازعهای بر سر قدرت بدانیم که از آغاز، بهصورت آشکار و پنهان مسئولین دانشگاه آزاد از جمله آقای جاسبی بر آن اصرار داشتهاند. اما حاصل این اقدام ناصحیح تنها زیر سؤال بردن تلاشهای شورا برای اصلاح دانشگاه آزاد و ملوث کردن آن به شایبههای آلوده و زشت قدرت خواهانه نیست، بلکه ضربهای است به اعتبار و حیثیت مهمترین و بالاترین نهاد فرهنگی که سرمایه اصلی کشور برای تأمین اهداف و مقاصد متعالیاش است.

توهم توسعه علمي
از طريق افزايش تعداد مقالات در فهرست ISI

ISI سازمان خوبي است كه در حدود پنجاه سال پيش تأسيس شده است. اين سازمان مقاله هايي را كه در مجله هايي كه خود به رسميت شناخته و چاپ شده است، فهرست مي كند و وسيله اي فراهم مي كند كه طالبان، به مقاله هاي مورد نظر خود به آساني دست يابند و البته با رجوع به آن مي توان پيشرفت علم در جهان و در كشورها را با تقريب اندازه گرفت و سطح علم كشورها را سنجيد. پيداست كه فهرست ISI به عنوان ميزان سنجش چندان دقيق نيست اما به هرحال يكي از موازيني است كه بايد با ميزان هاي دقيق تر تكميل شود. دانشمندان ما هم از چندين سال پيش به اهميت چاپ مقاله ها در مجله هاي ISI پي برده اند و در اين كار كم و بيش اهتمام كرده اند.
علوم انسانی را برای چه میخواهيم؟

ما کم و بيش کتابهاي علوم انساني را ميخوانيم و مطالب آنها را نقل ميکنيم. گاه شيفته ميشويم و به آراء يک دانشمند با نظر ايدئولوژيک مينگريم؛ گاهي هم لعن و نفرين ميکنيم. فهم و نقل اقوال امثال «ماکسوبر» و «لوي اشتراوس» و دورکيم و مارکس و... لازم است و بدون اين اطلاعات نميتوان وارد حوزة علوماجتماعي شد. اما شيفتگي به يک مدل در علوماجتماعي و اطلاق آن مدل مثلاً در سازماني مثل گمرك يا مدرسه ما را به پريشاني گرفتار ميکند. اگر جامعهشناسي ميخوانيم، نميتوانيم جامعهشناسي وبر و دورکيم و پارسونز را نخوانيم. اما اگر خواستيم دورکيم را راهنماي اصلاح امور شهر و روستاي خودمان قرار دهيم و مثلاً شهر اصفهان را پارسونزي كنيم، اين نشدني است و چه بسا که اختلال ايجاد كند. اين تلقي نسبت به علوماجتماعي نشانة نوعي ناتواني فكري است. به عنوان مثال، كسي كه خيال ميكند دموكراسي امريكايي و نروژي را در هر جا ميشود برقرار كرد و هميشه ميشود برقرار كرد، سياست نميفهمد. اگر از شما بپرسند كه آيا ممكن است فردا در فنلاند يك كودتاي نظامي بشود و شخصي مثل ژنرال ايوبخان روي كار آيد و حكومت آنجا را به دست بگيرد، چه پاسخي ميدهيد؟ اگر كسي فنلاند را بشناسد، ميگويد احتمالش تقريباً صفر است. البته ظهور فاشيسم مسئلهاي ديگر است كه به سرمايهداري مربوط است و به تاريخ استبداد به طور کلي راجع نميشود. ما وقتي مدلهاي علماي علوماجتماعي را ميبينيم و شيفتة آنها ميشويم، از زمين خود كنده ميشويم. گويي ديگر به آنجا تعلق نداريم. اين هم يك نگاه به علوم انساني است. وقتي که علوماجتماعي را فرا ميگيريم، شيدا و شيفته ميشويم و آن آموختهها را وسيله نجات ميدانيم. گاه ماركسيست هستيم، گاهي دموكرات و گاهي هم شبهنازي.

تلاطم در بازار طلا و ممنوعيت معامله سكههاي پارسيان؛
نصيحتي خيرخواهانه براي دولت

همانطور كه ديديم طي يك فرآيند چند ماهه به كلي سكههاي متفرقه از چرخه خريد و فروش خارج شدند. اما آثار چنين مسئلهاي بر بازار طلا چه خواهد بود؟
1- حذف سكههاي پارسيان، تقاضاي كالاي جانشين يعني سكههاي بهار آزادي را افزايش داده و افزايش تقاضا نسبت به عرضه، افزايش قيمت را در پي خواهد داشت.
2- حذف ميليونها قطعه سكههاي پارسيان، حجم وسيعي طلا را از چرخه داد و ستد خارج و آنها را در طلافروشيها يا چرخه ذوب و ضرب مجدد، زمينگير خواهد كرد كه اين امر كاهش مقطي طلاي موجود در بازار را- ولو با حفظ آن در بلندمدت- به دنبال داشته، در پيشي گرفتن تقاضا بر عرضه طلا و در نتيجه افزايش قيمتها مؤثر خواهد بود.
3- با توجه به وجود برخي سنتهاي ايراني مبني بر دادن هديه بويژه طلا و مسكوكات، خروج سكههاي پارسيان، افزايش تقاضاي سكههاي بهار آزادي و در نتيجه افزايش سهم هزينه طلا در سبد مصرفي خانوار را به دنبال خواهد داشت كه اين امر به نوبه خود منجر به گسترش اثرگزاري گراني كمرشكن طلا بر خانواده ايراني شده و به نگرانيها دامن خواهد زد.
4- تحركات افراد ذينفع در توليد و توزيع اين گونه سكهها و همچنين امكان جمعآوري آنها با استفاده از شرايط موجود (بياعتمادي به سكههاي پارسيان و گراني سكههاي بهار آزادي) ميتواند براي جامعه مسئلهآفرين باشد.
با عنايت به مباحث پيشگفته، سئوال نهايي و در واقع درخواست خيرخواهانه اين نوشتار، از متصديان بازار طلا و ارز، بررسي مجدد علل ممنوعيت سكههاي پارسيان، پيامدهاي ممنوع اعلام كردن خريد و فروش سكههاي پارسيان و در صورت صلاحديد بازگرداندن فوري آنها به بازار است. چرا كه تشابه شكل هندسي، وجود موارد معدودي مسكوكات تقلبي و يا حتي ضرب سكههاي يك گرمي توسط بانك مركزي توجيه منطقي براي چنين تصميمي نخواهد بود.

پایگاه اطلاعرسانی University world news نیز در گزارشی از گامهای بلند ایران برای رسیدن به جایگاه برتر علمی سخن میگوید: «ایران، تونس و تركیه در میان كشورهایی هستند كه برای تصاحب برتری در میدان رقابت علمی تلاش میكنند. در این میان ایران بیشترین تعداد مقالات علمی را دارد و رشد این كشور از 736 مقاله در سال 1996 به 13238 مقاله در سال 2008 بوده است.»
جیمز ویلسدون، رئیس سیاستهای رویالسوسایتی هم در این باره گفته است «كشورهای ایران، تركیه و تونس در دانشگاههای خود پایگاههای تحقیقاتی تأسیس كردهاند. آنها هنوز به سطح كشورهای عضو سازمان همكاری اقتصادی و توسعه (كشورهای پیشرفتهی صنعتی) نرسیدهاند، اما توانایی كارهای بسیاری را دارند. اگر سرمایهگذاریها در این كشورها مركزیت یابد، امكان كارهای بسیاری فراهم خواهد آمد.»